مرا در یاب

امشب مرا دریاب امشب که بیش از همیشه سرگشته ام

بیش از همیشه حیرانم

امشب دستم را رها نکن محکم تر از همیشه بگیر دستم را

تواناترین ناتوان تر از همیشه ام

می دانم همیشه در کوران حوادث به یادت می افتم و بعد فراموش می کنم ...

انسانم دیگر خاصیتم این است و تو بزرگواری

به کوچکی ام ننگر

به بزرگی تمام صفاتت این بار هم برهانم از ورطه نابودی

این بار هم مرا شرمنده لطفت کن

کمکم کن کمک کمک......

/ 2 نظر / 15 بازدید
فرشته

کاش دستان خدا پیدا بود تا در آن وقت که بی حوصله وتنهایی ودلت از غم دنیا مملو. بزنی تکیه برآن وبخندی به همه رنج جهان. سلام مهربون به روزم ومنتظر نگاهت که یاریم دهد برای اندیشه های خوب.

هم پرسه

سلام بالاخره بعد مدت ها اومدی نوشتی [لبخند] کمک می کنه ... ما که جز اون کسی رو نداریم ... یا ثامن الحجج دل ما وا نمی‌شود... خیلی تلاش کرده‌ام، اما نمی‌شود... هر جا که رفته‌ام و به هر کس که گفته‌ام، گفته است: به دست من گره‌ات وا نمی‌شود... اصلاً به هر که رو زده‌ام گفته با تشر: هر جا که می‌روی برو! اینجا نمی‌شود... نازم به شاعرت که چه زیبا سروده است: وقتی دل شکسته مداوا نمی‌شود، دستت بزن به دامن سلطان که هر جواب از او شنیده می‌شود الّا، «نمی‌شود» ... حالا من شکسته دل خستهٔ غریب رو کرده‌ام به سوی تو آقا، نمی‌شود؟... گفتم «سلام حضرت مشکل‌گشا» و بعد اذن دخول خوانده‌ام آیا نمی‌شود، راهم دهی حرم؟ که به ناگه کسی زغیب تغییر داد قافیه‌ام را که "می‌شود"......