سلطان عشق

ای عشق؛

دلم طاقت نیاورد که روز میلاد شما باشد و چیزی ننویسم .خواستم یک غزل بسرایم ، اما نشد یک عالمه

قافیه در ذهنم ردیف کردم .اما به نامتان که رسیدم ناگاه آهنگ قافیه هایم در هم شکست . وزن شعرم به

بی وزنی رسید وگاه سرودنم بی گاه شد.

سلطان مهربان؛

قرار بود امروز مهمان شما باشم  و در میان صحن های با صفای شما گام بردارم ، قسمت نبود شاید !!

و همه چیز به هم خورد خواستم ناراحت باشم ، اما دیدم که جایز نیست.

زیرا دل من جایگه یاد شما ست          در صحن دلم جای قدم های شماست

لایق  نشدم  که میزبانم  باشید            اما دل من ، غرق تمنای شما ست

حالا هم نوا با تمام عاشقان شما ندا سر خواهم داد:

" السلام علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی الزکی و حجتک علی من فوق الارض ومن تحت الثری "

و پایان سخنم تمنای ظهور اوست :

«اللهم عجل لولیک الفرج »

/ 4 نظر / 5 بازدید
امير حسين

سلام و درود فراوان بر شما وبلاگ زيبا ، جالب و خواندنی شما را مشتاقانه پيگيری خواهم کرد درود بر شما يا حق !

مسافر غریب

سلام دوست عزیز .ممنوناز حضور گرمتون .از شعرهاتون خیلی لذت بردم و حتما اگر عمری باشه حتما دنبال خولهم کرد و لینکتون میدم . موفق باشید و خیلی لیلی التماس دعا

زیبا

سلام عزیز. میای واسه هم لینک بذاریم؟