ام من یجیب

دلم گرفته و ام من  یجیب می خو ا ند

تو رابه صوت حزینی حبیب، می خواند

 شنیده در دل بشکسته خانه داری لیک

شکسته است وتورا بی شکیب می خواند

اگرچه آبروی ندارد به درگهت،ای دوست

تو را به حرمت یاری غریب می خواند

شنیده است که نامت دوای هر درد است

تو را که شافی دردی طبیب ، می خواند

توبشنو ناله ی دل را که حال او زار است

ببین  که نام تو را بس عجیب می خواند

بگیر دست دلم را که جز تو یارش نیست

تو را قریب ترین ، این غریب می خواند

فقط امید به لطف تو بسته است این دل

ز مهر توست که چون عندلیب می خواند

اگر تو دست نگیری همیشه مضطر است

به اضطرار تو را ای مجیب ، می خواند

و  با  تمام یقینش به استجابت  تو

دلم گرفته و ام من  یجیب می خو ا ند

/ 7 نظر / 3 بازدید
انار.پ

واااااااااااااااااااااای سلام.... چه قده خوشحال شدم نظرت رو توی وبلاگ ديدم. فاطمه جون خيلی ممنون که سر زدی. صفحه بسيار زيبايی داری من توی يه وبلاگ دیگه هم می نویسم به اونجا هم سر بزن. http://saehat110.blogfa.com/

سید امير حسين مولانا

سلام و درود فراوان بر شما دوست عزيز و گرامی سپاس فراوان ار حضور سبز و مهربان شما فقط امید به لطف تو بسته است این دل ز مهر توست که چون عندلیب می خواند فوق العاده بود دوست عزيز عالی بود وبلاگ زيبا و خواندنی شما را مشتاقانه پيگيری خواهم کرد درود بر شما

مسافر غریب

سلام . ممنونم از لطفتون شعرهاتون خیلی بدل میشینه .موفق باشین

سارا

سلام عزيزم اين چه حرفيه!! يعنی اينو واقعا خودت گفتي؟!؟!!؟

سارا

ای ولا!!!!

...........

دلم گرفته و ام من یجیب می خو ا ند